شيخ ذبيح الله محلاتى
282
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
( السلام عليك يا اماه قد هجم الليل و افطر الصائمون و قام القائمون مالك لا تقومين لعبادة الرحمن ) اى مادر تاريكى شب عالم را فروگرفته روزهداران روزهء خود را گشودند و عبادتكنندگان براى عبادت از جامه خواب برخواستهاند چه شده است كه تو امشب از جاى برنخيزى پس با خود گفت ان للرقدة حلاوة و اللّه لادعن امى على نومها و لا صلين عنها همانا هر خوابى را شيرينى باشد به خدا قسم مادر خود را مىگذارم در خواب خوش باشد تا قدرى راحت بنمايد و من بجاى او نماز مىخوانم عيسى عليه السلام افطار نكرد و بمحراب عبادت برگشت تا نزديك طلوع فجر وحشت او را گرفت كه مادر من هرگز اين مقدار نمىخوابيد بر سر مادر آمد ديد از دار دنيا رفت است صورت به صورت مادر گذاشت و آه سوزناك از جگر بركشيد چندانكه ملائكه از گريهء او بگريه درآمدند و جنيان با او هم ناله شدند و كوه و دشت متزلزل شد خطاب رسيد بملائكه كه براى چه گريه مىكنيد عرض كردند يا الهنا اينك روح اللّه است اين جزع و نالهء او ما را بجزع آورده است و غريب و تنها ناله مىكند و مىگويد من لى لوحشتى و من آنسنى فى غربتى و من يعنينى على طاعة ربى . پس خطاب بكوه شد كه عيسى را دلدارى بده و موعظه كن كوه عيسى را ندا كرد يا روح اللّه اين جزع و ناله از براى چيست أ تريد مع اللّه انيسا پس عيسى از كوه به زير آمد و داخل قريهاى از قراى بنى اسرائيل شد و با چشم اشكبار و دل داغدار بآواز حزين گفت السلام عليكم يا بنى اسرائيل در آنوقت مردم حتى ذوات الخدور به طرف عيسى دويدند و از نور جمال او متعجب شدند گفتند اى بندهء خدا تو كيستى كه از نور جمال تو شهر منور گرديده فرمود من عيسى روح اللّه هستم در اين جبل مادرم از دنيا رفته مرا در غسل و كفن و دفن او مساعدت بنمائيد گفتند اى روح اللّه اين جبل افعيهاى بسيار دارد و سيصد سال باشد كه آباء و اجداد ما قدم در اين جبل نگذاشتهاند اكنون اين حنوط و كفن بگير و برو براى تجهيز مادر خود عيسى را از آنها خوش نيامد و روي از آنها بگردانيد و بجانب كوه روان شد در بين راه دو نفر